تبليغاتX
مديريت


مديريت

نكته ها و مقالات مديريتي

شايسته سالاري كه به مفهوم به كارگماري مناسب ترين افراد

 در متناسب ترين جايگاه ها در يك سازمان بيان مي شود، در سازمانهاي رشديافته

 و يا در حال رشد بسيار بااهميت و در ميان مديران اين اهميت بيشتر است

دستيابي به چنين امر مهم نياز به برنامه ريزي راهبردي در سازمانها

 و توجه عميق به تغييرات داخلي و محيطي دارد

در اين ميان بخش سياستگذار جامعه يعني دولت لازم است براي تحقق شايسته سالاري

 آن را طي فرايندهاي فرعي شايسته خواهي در سطح جامعه و سازمانها

 و در عمل شايسته شناسي، شايسته پروري، شايسته گماري و شايسته داري را

 توسط مديران و متوليان بخش نيروي انساني، پياده نمايد

نزديك به سه دهه است كه براهميت و ارزش نيروي انساني به عنوان ارزشمندترين سرمايه ها

در سطح سازمانها تاكيد مي شود و امروز مديران منابع انساني براين باورند

كه انتخاب و انتصاب افراد شايسته متناسب با جايگاه شغلي، اين ارزشمندي را نمايان ساخته است

پژوهشهاي اخير در مباحث منابع انساني به اين نتيجه رسيده اند

كه آنچه در عمق فرايند جذب نگهداشت و پرورش منابع انساني نهفته است

 انتخاب و انتصابي است كه مبتني بر شايستگي مي باشد

 

نظر نويسنده : بر اين اساس ، مدير توانمند و شايسته شخصی است که هم به لحاظ تخصص در حيطه ی کار خود از برترين افراد باشد و هم به جهت اخلاق کاری يا حرفه ای معتقد و عامل به وظايف حرفه ای خويش در بالاترين سطح و درجه قرار داشته باشد

نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 22:29 توسط ن.گ| |

 

با قدرداني به موقع از كارمندان

انرژي كاري آنان را افزايش دهيد و

حسن خلاقيت را در آنان تقويت كنيد

نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 22:16 توسط ن.گ| |

دو عاملي که بيشترين اهميت را براي يک رهبر گروه و يا مدير دارد

داشتن برخوردي محترمانه با افراد خود و شناسايي و قدرداني از رفتار درست آنها است 

بطور قطع همه ي شما اهميت اين دو عامل را

در خوشحال نگاه داشتن افراد در انجام کارشان احساس کرده ايد

بدون درنظر گرفتن مسائل ديگر اگر به کارگران احترام گذاشته نشود

 و از آنها قدرداني بعمل نيايد به تدريج به افرادي ناراضي

با بهره وري کم تبديل مي شوند

 

نظر نويسنده :

آنچه براي کارمندان اهميت بسياري دارد قدرداني و احتراميست

 که مدير از آنها دارد و اگر مديري به کارمندان و زيرگروه خود احترام نگذارد

 خلاقيت را در آنان کاهش داده و باعث کاهش بهره وري و کارايي و حس تحقير در آنها مي شود

 و به تدريج خود را منفعل ميدانند

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 21:30 توسط ن.گ| |

                                   منابع سازمان

                      انسان ها منابع اصلي سازمانند

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:30 توسط ن.گ| |

بديهی است که تاخير يا غيبت کارکنان خساراتی را متوجه سازمان می نمايد 

 اگر کارمندی غايب باشد کار او يا معطل می ماند

 يا اگر وظايف وی به کس ديگری سپرده شود که از همان تخصص

 و مهارت برخوردار نيست طبيعتا به کيفيت کار صدمه وارد می شود

روشن است که از نظر سازمان هيچيک از اين دو حالت

 يعنی متوقف شدن کار يا انجام آن با کيفيتی پايينتر مطلوب نخواهد بود

 البته اگر کارمندی غيبت کند و کسان ديگری در سازمان بتوانند

 بلافاصله جای او را گرفته ، کارش را با همان کيفيت انجام دهند

معلوم می شود که در سازمان نيروهای اضافی وجود دارد

به هرحال ضرر و زيان ناشی از غيبت کارکنان بسيار سنگين

 و دارای آثار و عواقب نامطلوبی است و به همين دليل

 بايد بلافاصله برای آن چاره جويی شود

 از آنجا که ميان غيبت و رضايت از شغل رابطه معکوس وجود دارد

 سيستم پاداش بايد طوری طراحی شود که در کاهش غيبت کارکنان موثر باشد 

 يعنی تدابيری پيش بينی گردد که سيستم پاداش

اولا عامل مهمی در رضايت اعضای سازمان گردد

و ثانيا در اين سيستم کارکنانی که به طور منظم در سازمان حضور دارند تشويق

 و کارکنان نامنظم تنبيه شوند

نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:45 توسط ن.گ| |

اشخاصي که نمي توانند خوب تصميم گيري کنند

هرگز نبايد وسوسه مدير شدن را داشته باشند

درحقيقت تصميم گيري تمام چيزيست که يک مدير انجام مي دهد

فردي که نمي تواند در نکات مهم به موقع تصميم گيري کند نمي تواند مدير باشد

 مدير بايد قادر به تصميم گيري شفاف در هرزمان ممکن باشد

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 21:31 توسط ن.گ| |

                                    جذب مشتری

                                      براي جذب مشتري بايد آهنربا بود

نظر نويسنده :

توجه به مشتري ، پاسخگويي مناسب ، احترام به مشتري و پاسخ قانع کننده به خواسته هاي آنان

 همگي در جذب مشتري موثرند و موجبات حس رضايت را در آنان فراهم مي کند

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 13:38 توسط ن.گ| |

شديدترين اقدام ، اخراج فرد مساله ساز است

 اخراج زماني بايد به کار گرفته شود که فرد بطور کامل خطاکار باشد

و فراواني رفتارهاي تخلف آميز توسط او مکرر مشاهده گردد

 و اين رفتارها به سازمان آسيب جدي وارد سازد

از نظر مديريت اخراج يعني از دست دادن تجربه و سابقه فردي که مي توانست مفيد باشد

 گرچه به راحتي ميتوان شخصي را جايگزين وي ساخت

اما فرد جديد تا آموزش ببيند و تجربه فرد اخراجي را پيدا کند نيازمند صرف هزينه بسيار است

 اخراج پس از بررسي هاي طولاني امکان پذير بوده

و ضربه عاطفي و روحي شديدي به مستخدم وارد مي سازد

 و ممکن است وي به عنوان اعتراض به اخراج ، به اقدامات قانوني

 از طريق دادگاه هاي کار متوسل گردد

بنابراين رعايت چارچوب قانون و دلايل کافي در اخراج اهميت فراواني دارد

نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 21:45 توسط ن.گ| |

شما زماني کارآمد هستيد که تمامي گروهتان کاردان و کارا باشند

بنابراين براي آنکه موفق باشيد لازم است که افرادي مستعد درکنار شما کار کنند

بسياري از مديران از زيردستان توانا و ماهر بيم دارند و به سبب همين بيم

 نتايج کارشان چندان مطلوب نيست و احتمال ترقي و ترفيع نيز براي کارمندان کم است

 سالانه شش ميليون نفر در انگلستان تغيير شغل مي دهند و مطمئنا

يکي از علل اصلي آن انتخاب نادرست شغل است

سازمانهايي که ميزان تغيير و تبديل کارمندانشان زياد است

خيلي زود به عنوان کارفرماياني نامطمئن درهمه جا شهرت مي يابند

 و افراد مستعد که بسيار مورد نياز هستند و فرصت شغلي بسياري دارند (امکان انتخاب دارند

 چندان علاقه اي به همکاري با چنين سازمانهايي نشان نمي دهند

براي شما ( به عنوان مدير ) هيچ مهارتي مهمتر از اين نيست

 که بدانيد چگونه کارمنداني بسيار توانا انتخاب و استخدام کنيد

 

نظر نويسنده :

                                           از آنجا که کارمندان از عوامل اصلي سازمان ها و ادارات هستند

 عملکرد آنها موجب تحکيم پايه هاي يک سازمان خواهد شد و هرچه برخورد آنها

 صميمانه تر و تخصص آنها صميمانه تر و تخصص آنها در شغلشان بيشتر باشد

     رضايت ارباب رجوع را به دنبال دارد

براي يک مدير چيزي مهم تر از اين نيست که عملکرد کارکنان را در حيطه تخصصشان ارزيابي کند

 تا بدين وسيله سازمان را در جهت بهره وري و کارايي بيشتر سوق دهد

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 21:28 توسط ن.گ| |

                                          

                                                 

               پرداختن بيش از حد به جزئيات مدير را از امور مهم باز مي دارد

 

نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 19:7 توسط ن.گ| |

 بياموزيم که :

انسان آنقدر ترقي مي کند تا به جايي مي رسد که ديگر کارايي خود را از دست مي دهد

ناکامي مديران به خاطر اين نيست که بيشتر يا زودتر از آنچه بايد ترقي کرده اند ، بلکه به اين دليل است که راه موفقيت را نياموخته اند

 مديران خيلي چيزها را بايد بياموزند و اگر بدون آگاهي و به طور تصادفي سمتي را برعهده بگيرند پيشرفت کارشان بسيار کند ، کار برايشان بسيار پر هزينه و حتي گاهي غيرقابل تحمل خواهد بود و تعجبي نخواهد داشت که بسياري از آنان ناموفق باشند

 همه ي مديران براي موفقيت به مجموعه اي از دانشها و مهارتهاي يکسان نياز دارند

 مديران کارآمد کارهاي خاصي انجام مي دهند و اگر شما هم اين اندرزها را به کار ببنديد حتما مدير موفقي خواهيد شد

نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 21:31 توسط ن.گ| |

مديريت چيست ؟

 

مديريت در لغت به معني اداره كردن (يك سازمان) است

 ولي امروزه باپيشرفتهاي سريع سازمانهاي انساني كه براثر

 گسترش تمدن و آشكار شدن نيازها به وجود آمده اند ،

 مديريت به معناي هدايت كردن يا بكارگيري مجموعه اي از آگاهيها شكل يافته است

 كه بوسيله آنها فرد با ايجاد هماهنگي در سازمان ،بازدهي آن را افزايش مي دهد 

مديريت عبارتست از علم وهنر برنامه ريزي ( پيش بيني) ،

 سازمان دهي (تقسيم كار و تفكيك وظايف) ،

هدايت و رهبري (راهنمايي كردن زيردستان و توانايي نفوذ كردن در دل ايشان ) ،

 نظارت و كنترل (ناظر بودن براعمال ايشان و اصلاح اشتباهاتشان )

 و نهايتا ايجاد هماهنگي (برقراري نگرش سيستمي بين كاركنان)

 براي رسيدن به هدف يا اهداف از پيش تعيين شده است .

البته تمام مباحث فوق برروي منابع سازماني صورت مي گيرد

 كه مهم ترين و ارزنده ترين دارايي هر سازمان منابع انساني (كاركنان)

 هستند و سپس منابع ديگر نظير دارايي هاي فيزيكي ، مادي و حتي اطلاعات قرار مي گيرند .

..................... 

مديريت فرايند بكارگيري موثر و كارآمد منابع مادي و انساني

 در برنامه ريزي ، سازماندهي ، بسيج منابع و امكانات ،

 هدايت و كنترل است كه براي دستيابي به اهداف سازماني

 و براساس نظام ارزشي مورد قبول صورت مي گيرد

 تعريف مذكور مفاهيم كليدي زير را در بر دارد :

 

۱. مديريت يك فرايند است

۲. مفهوم نهفته ي مديريت هدايت تشكيلات انساني است

۳. مديريت موثر تصميم هاي مناسبي مي گيرد و به نتايج مطلوبي دست مي يابد

۴. مديريت كارا به تخصيص و مصرف مدبرانه مي گويند

۵. مديريت بر فعاليت هاي هدف دار تمركز دارد

 

وظايف مدير :

 

 برنامه ريزي : تصميم گيري در مورد اينكه چه كارهايي بايد انجام گيرد

 

سازماندهي : سازماندهي فرايندي است كه طي آن تقسيم كار ميان افراد

و گروه هاي كاري و هماهنگي ميان آنان به منظور كسب اهداف صورت مي گيرد

 

هدايت و رهبري : اين وظيفه يعني تلاش مدير براي ايجاد انگيزه

 و رغبت در زيردستان جهت دست يافتن به اهداف سازمان

 

كنترل : كنترل تلاش منظمي است در جهت رسيدن به اهداف استاندارد ،

 طراحي سيستم بازخورد اطلاعات ، مقايسه اجزاي واقعي با استانداردهاي از پيش تعيين شده

 و سرانجام تعيين انحرافات احتمالي و سنجش ارزش آنها

بر روند اجرائي كه در برگيرنده حداكثر كارايي است

نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 18:31 توسط ن.گ| |


Design By : Night Skin